نوشتن احتمالاً بدترین مورد استفاده از هوش مصنوعی است

به خدا قسم اگر یک بار دیگر «در دورانِ» را بخوانم...
من طرفدار پروپاقرص هوش مصنوعی نیستم و اعتراف میکنم که اگر خلاصه، پیشنهاد یا حتی تا حدی کپیرایتینگ باشد، برای متن مفید است. اما استفاده مستقیم از خروجیهای آن برای وبلاگنویسی نه تنها نتایج ضعیفی به همراه دارد، بلکه اینترنت را نیز فرسوده میکند. اینترنتی که نسل بعدی مدلهای هوش مصنوعی روی آن آموزش خواهند دید و منجر به چرخه مار-مار-میشود.
وبلاگها از دیرباز یکی از منابع اصلی اطلاعات بودهاند، بنابراین من عمدتاً در مورد کاربرد هوش مصنوعی در وبلاگنویسی صحبت خواهم کرد.
کجا مفید بوده است
قبل از اینکه به نکات منفی اشاره کنم، باید بگویم که این ویژگی ارزش افزوده ایجاد میکند و نحوهی عملکرد قبلی را تغییر میدهد. بیایید به عنوان مثال، توضیحات متا را در نظر بگیریم.
در اوایل سال ۲۰۲۲، بخشی از کار من شامل ویرایش و آمادهسازی مقالات برای انتشار در وردپرس بود. یکی از مواردی که باید اضافه میشد، توضیحات متا بود که نمای مختصری از موضوع مقاله را هم به ربات گوگل و هم به خوانندگان ارائه میدهد.
حالا ما هنوز ChatGPT نداشتیم، بنابراین شما مجبور بودید در آن زمان از مغزتان برای نوشتن متن استفاده کنید. میتوانید از یکی از روشهای زیر استفاده کنید:
مشکل -> چارچوب راهحل که در آن راهحل در مقاله آمده است.
آنچه خواننده یاد خواهد گرفت، از جمله کلمات کلیدی عنوان.
جملهای گیرا اما قوی از متن مقاله
و غیره…
حالا؟ فقط متن مقاله را در هر چتباتی پیست کنید، و نسخههای مختلف را در عرض چند ثانیه ارائه میدهد. من شکایتی ندارم، اما از این بابت سپاسگزارم زیرا هیچ تضمینی وجود نداشت که در هر صورت از آن استفاده شود.
گوگلبات تصمیم میگیرد که آیا از متن متای شما استفاده کند یا متن خودش را از طریق یادگیری ماشین و الگوریتمها تغییر دهد. بنابراین ارائه خروجی ایجاد شده توسط یک فرآیند مشابه به آن نه تنها منطقی است، بلکه در زمان نیز صرفهجویی میکند.
من به یاد دارم که ChatGPT اولیه در این مورد افتضاح بود، اما کیفیت اکنون آنقدر بهبود یافته است که استفاده از هوش مصنوعی برای خلاصهها، توضیحات متا و متن جایگزین بهترین راه برای انجام این کارها است.
هوش مصنوعی در وبلاگ نویسی
اول، یک یادآوری کوچک در مورد هدف وبلاگها که هدف آنها ارائه اطلاعاتی است که به خوانندگان ارزش افزوده میدهد. هر وبلاگی این فرصت را دارد که به موضوعی ارزش افزوده دهد، حتی اگر قبلاً در مورد آن صحبت شده باشد. میتوانید اطلاعات بهروز شده، مثالهای بیشتر، نکات، تصاویر سفارشی، لینکهای مرجع بهتر یا هر چیز دیگری را به یک موضوع موجود اضافه کنید و اکنون مقاله شما به طور منحصر به فردی ارزش افزوده ایجاد میکند.
هوش مصنوعی را وارد وبلاگنویسی کنید، همه LLMها اینترنت یکسانی را جستجو میکنند و اکثراً دادههای آموزشی یکسانی دارند. اگر یک LLM دادههای آموزشی منحصر به فردی مانند ChatGPT داشته باشد و Gemini به Reddit دسترسی انحصاری داشته باشد... خب، از این مدلها به عنوان یک مدل یادگیری استفاده کنید، و حالا به این دادهها دسترسی غیرمستقیم دارید!
نکته من این است که همه این LLMها، صرف نظر از اینکه کدام شرکت باشند، به طور مستقیم یا غیرمستقیم به مجموعه یکسانی از دادههای آموزشی دسترسی دارند. وقتی از هوش مصنوعی میخواهید پاراگرافهایی را برای استفاده در مقاله جدید شما خروجی دهد، فقط دادههای آموزشی خود را به شیوهای منظم خلاصه میکند.
حال، اولین کسی که از این خروجی استفاده میکند میتواند بگوید که مقالهاش منحصر به فرد است، اما صدها و هزاران نفری که پس از او این کار را انجام میدهند، صرف نظر از اینکه از چه دستورالعملها و دمایی استفاده شده باشد، خروجیهای مشابهی دریافت خواهند کرد، زیرا دادههای آموزشی یکسان باقی میمانند.
در نهایت، شما هیچ ارزشی اضافه نمیکنید و خوانندگان شما احتمالاً بهتر است که مستقیماً از هوش مصنوعی و بدون هیچ گونه تبلیغ، پنجره بازشو یا حواسپرتی در وبلاگ شما اطلاعات دریافت کنند.
پس چرا هنوز از هوش مصنوعی استفاده میشود؟
باشه، هوش مصنوعی تو وبلاگ نویسی افتضاحه، اما من نمیتونم چشمم رو روی واقعیتهایی ببندم که باعث میشه مردم ازش استفاده کنن.
به طرز مسخرهای ارزان
حتی اگر تیتر مطلب واضح باشد، میخواهم علاوه بر آن، مرگ مداوم صنعت وبلاگنویسی را برجسته کنم.
وبلاگها عمدتاً از تبلیغات برای کسب درآمد استفاده میکنند، بنابراین به شدت به ترافیک وابسته هستند. اما تبلیغات حواسپرتی ایجاد میکنند، بنابراین جای تعجب نیست که مردم برای کسب اطلاعات به ChatGPT و Claude روی میآورند. بنابراین ترافیک وبلاگ کاهش یافته و همچنان کاهش خواهد یافت.
اما ترافیک کمتر به معنای کاهش مداوم بودجه برای ایجاد محتوای وبلاگ بیشتر است، به این معنی که وبلاگ شما بدون بهروزرسانی در حال از بین رفتن است. حالا بین هیچ محتوایی و محتوایی که نیمهتولید شده توسط هوش مصنوعی باشد، انتخاب گزینه دیگر خیلی بد به نظر نمیرسد، نه؟ از آن متنفرم، اما اوضاع الان همین است.
اعتماد به نفس کمتر
بعضی از مردم از اشتباه کردن خیلی میترسند و متوجه نیستند که انگلیسی بدون گرامر بینقص هم قابل فهم است، حتی گاهی اوقات بهتر. تا زمانی که در ذهن شما معنی داشته باشد، احتمالاً به همین شکل هم خوب است.
این موضوع بیشتر بر گویشوران غیرانگلیسیزبان تأثیر میگذارد و توضیح میدهد که چرا برخی از سرویسهای نوشتاری با افتخار میراث انگلیسیزبان نویسندگان خود را به نمایش میگذارند. اما واقعاً، لازم نیست هر جمله را در ChatGPT یا Grammarly قرار دهید تا آن را اصلاح کنید. اشتباه کردن اشکالی ندارد، این نشاندهنده بیدقتی شما نیست، بلکه اثبات انسانیت شماست.
ما همچنین فراموش میکنیم که زمانی که صرف ترغیب برای رسیدن به یک نمونهی بینقص کردیم، میتوانست صرف نوشتن شود. بسیاری از اوقات این LLMها خروجی مورد نظر شما را تولید نمیکنند، بنابراین شما به جای اینکه به خودتان ایمان داشته باشید، به تلاش ادامه میدهید و وقت خود را تلف میکنید.
فقط تمومش کن.
توانایی بیان افکارتان به صورت نوشتاری یکی از ارزشمندترین چیزهایی است که باید یاد بگیرید، اما به زمان و تلاش نیاز دارد. وقتی نمیتوانید یا نمیخواهید وقت بگذارید، نوشتن مقالهای در عرض چند دقیقه توسط هوش مصنوعی ایده خوبی به نظر میرسد. به همین دلیل است که ما کاربرد هوش مصنوعی را در نوشتار، در هر جایی که نگاه میکنیم، میبینیم؛ رسانههای اجتماعی، ایمیلها، پستهای وبلاگ، نمیتوانید از آن فرار کنید.
در این مرحله، همانطور که در نهایت یاد میگیریم تبلیغات را نادیده بگیریم، در تشخیص و نادیده گرفتن محتوای هوش مصنوعی نیز بهتر شدهایم. من عمیقاً با پست الکس موافقم وقتی میگوید: «نشان دادن خروجی هوش مصنوعی به مردم بیادبی است». این فقط توهینآمیز است که شما متن تولید شده توسط هوش مصنوعی را نشان میدهید و انتظار پاسخ انسانی دارید، مثلاً حداقل، لطفاً خروجی را ویرایش کنید.
شاید برای من خوشایند نباشد که بگویم بیشتر پیشنهادهایی که برای پست مهمان دریافت میکنیم از این الگو پیروی میکنند. اما مطمئنم که این روال در هر سایتی که امکان ارسال پیشنهاد را فراهم میکند، چه برای رزومه، چه برای پیشنهاد، چه برای تبلیغات یا هر چیز دیگری، وجود دارد.
نوشتن با هوش مصنوعی یک واقعیت اجتنابناپذیر است
علیرغم احساسات من یا کسانی که با من موافقند، نوشتن با هوش مصنوعی یک واقعیت است و ما هرگز به گذشته برنخواهیم گشت (... زمانی که نوشتن هرزنامه کمی تلاش میبرد؟)
من همچنین خندهدار میدانم که گوگل در سال ۲۰۲۲ سیاستی علیه محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی داشت، اما خیلی زود این سوال سخت به ذهنشان خطور کرد: «صبر کنید، چطور قرار است آن را تشخیص دهیم؟»
تا به امروز، هیچ روش قابل اعتمادی برای بررسی محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی بدون تشخیصهای کاذب وجود ندارد. در نهایت، آنها این سیاست را در سال ۲۰۲۳ با وعده پاداش دادن به محتوای باکیفیت صرف نظر از نحوه تولید آن، لغو کردند.
آشکارسازهای محتوای هوش مصنوعی نیز با تشخیصهای کاذب و دقت غیرقابل اعتمادشان تقریباً بیفایده هستند و دستیابی به موفقیت در این زمینه بعید به نظر میرسد. برخلاف تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی که دارای فراداده هستند، متن به راحتی دستکاری میشود، به طوری که فقط الگوهایی را باقی میگذارد که غیرقابل اعتماد هستند و در صورت لزوم به راحتی فریب میخورند.
جای تاسف است، اما اکنون مجبوریم در جهانی زندگی کنیم که کلمات وزن کمتری نسبت به قبل دارند، جهانی که مطمئن نیستید آیا این کلمات واقعاً حامل یک فکر هستند یا توسط یک ماشین تولید شدهاند.
سلب مسئولیت
اگر این پست با هوش مصنوعی تولید میشد، خندهدار میشد، اما نه، من اصلاً از آن استفاده نکردم. همچنین باید اشاره کنم که این نظرات صرفاً نظر شخصی من است و لزوماً منعکسکننده سیاست ویراستاری SitePoint یا پستهای منتشر شده آن نیست.
اگر از خواندن این مطلب لذت بردید، شاید بخواهید به خبرنامه ما بپیوندید. من از کمک هوش مصنوعی برای خلاصهنویسی در آنجا استفاده میکنم، اما هنوز هم راه خوبی برای اطلاع از مقالات و ابزارهای پرطرفدار در فضای توسعه است.




ارسال نظر